توی تبلیغات صادراتی وقتی با تجار سر و کار داریم، باید مفاهیم عمومی تبلیغات رو به دنیای عمدهفروشی و تجارت ترجمه کنیم.
۲ – استراتژی خانوادهی ایدهآل
توی تبلیغات مصرفی معمولاً خانوادهای شاد و هماهنگ نشون میدن. ولی توی صادرات عمده، باید این تصویر رو تبدیل کنیم به “کسبوکار ایدهآل و بیدردسر”.
مثلا توی صادرات لوله و اتصالات ایرانی، ما به تاجر عراقی نشون میدیم که اگه با جنس اصل ایرانی کار کنه، پروژههاش مثل یه خانواده منسجم پیش میره: بدون نشتی، بدون خرابی، بدون اعصابخوردی. یعنی کارگر، پیمانکار و مشتری همه راضی میمونن.
۳ – فاکتور «باحال بودن» یا پرستیژ تجاری
تاجرها هم دنبال پرستیژ و وجهه توی بازار خودشون هستن. تبلیغات باید این حس رو بده که خرید محصول ایرانی یعنی اعتبار و وجهه بالاتر بین همکارها و مشتریها.
مثلا توی صادرات فرش ایرانی، وقتی یه عمدهفروش در بصره یا کربلا بتونه بگه “من مستقیم فرش دستباف ایرانی میارم”، ناخودآگاه پرستیژ و اعتماد خاصی پیدا میکنه. این حس همون “باحال بودن تجاری”ه که باعث میشه مشتریها ترجیح بدن از اون خرید کنن.
پس تبلیغات ما باید هوشمندانه به تجار نشون بده که با محصولات ایرانی، هم سود میبرن و هم توی بازار کلاس و اعتباری بالاتر پیدا میکنن.
۴ – اسباببازیهای شگفتانگیز (اغراق تبلیغاتی)
یادتونه وقتی بچه بودیم توی تبلیغات اسباببازی، ماشینها کارهایی میکردن که توی واقعیت نمیشد؟ همون مدل تبلیغات، توی صادرات عمده هم وجود داره.
مثلا دیدیم بعضی تأمینکنندهها برای فروش کابینت روشویی، توی تبلیغ میگن “ضد آب صد درصد، مادامالعمر، بدون هیچ خط و خش!” در حالی که توی عمل هر محصولی محدودیت داره.
فرق تبلیغات درست اینه که اغراق نمیکنه، بلکه واقعیت رو جذاب نشون میده. ما تو تجربههامون فهمیدیم تاجر عراقی خیلی روی این موضوع حسّاسه. اگه یه بار بفهمه تبلیغ فقط شعار بوده، کل اعتمادش میپره. پس بهترین تبلیغ اینه که “قولی بدی که واقعاً بتونی انجامش بدی.”
۵ – کلمات مبهم (وعدههای توخالی)
خیلی از تبلیغات پر از واژههای قشنگ ولی خالیه: “بهترین کیفیت، جدیدترین محصول، طبیعی، بخشی از خانوادهی ما شوید…”
این توی بازار عمده خیلی جواب نمیده چون تاجر دنبال عدد و رقم و واقعیاته.
مثلا وقتی میخوای محصولات پلاسکو رو معرفی کنی، اگه فقط بگی “بهترین پلاستیک بازار عراق” اون تأثیری نداره. ولی اگه بگی “این محصول سه سال توی گرمای بصره تست شده و تغییر رنگ نداده” یا “وزن هر کارتن دقیقاً ۲۰ کیلوه و سوددهیاش برای عمدهفروش ۱۵٪ بالاتره”، اون موقع تبلیغ شفاف و اثرگذار میشه.
یعنی باید جای کلمات مبهم، از شواهد واقعی و قابل لمس استفاده کنیم تا اعتماد تاجر جلب بشه.
پس یادمون باشه، تبلیغات درست توی صادرات یعنی: نه اغراق بچگانه، نه شعار توخالی؛ فقط واقعیتِ جذاب و مطمئن.
ادامه در مقاله بعدی





